تبليغاتX
در این هیر و ویر!
یادداشتها

گاهی در انتقام لذتی هست که در گذشت نیست!

بی خبر آمده ای، بعد دو صد گشت و گذار
به خیالت بکنم تجربه ها را تکرار؟
حیف نیست آنهمه سعی ای که دلم رامم شد؟
به خیالت که به ساز تو برقصم اینبار؟

  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 14:51  توسط ..  | 
 

مادرم خیلی گریه کرد، خیلی شلوغکاری راه انداخت، خیلی حرفها زد، ولی از بین همه حرفهایش فقط این یکی از ذهنم نخواهد رفت: "مامان تپلی من"...

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 12:59  توسط ..  | 
 

اتاق بوی کولر میدهد

انگشتهایم بوی لیموترش

کتابها بوی خرداد

و من انگارکه یک سینی برنج پاک بکنم،

-با لبخند، با حسرت-

دانه دانه خاطره های هجوم آورده با بوی تابستان را سوا میکنم

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 14:40  توسط ..  |